آداب عيد در اسفستان

آداب و رسوم عيد نوروز در اسفستان

برخي از آداب و رسوم عيد نوروز در اسفستان

مردم در اسفستان نيز همانند ساير نقاط كشور عزيزمان ايران؛ چند روز مانده به عيد با تميز كردن خانه و وسايل و خانه تكاني به استقبال بهار مي روند.بچه ها در اين ايام شور و شوق خاصي دارند،آنها براي جمع آوري هيزم و بوته هاي خشك خارها به صحرا مي روند، ودر شبهاي چهارشنبه سوري  و عيد آنها را آتش مي زنند و از روي آتش مي پرند و غالبا بزرگترها هم بچه ها را در اين شادي همراهي مي كنند.

قبل از غروب آفتاب چهارشنبه سوري و عيد؛ بزرگترها و پدران و برادران براي دخترها و خواهران عيدي(پاي – سهم عيدي) مي فرستند. مقداري از غذاي پخت شده ي خود را در ظرفي ريخته و همراه كادوي مناسب در مجمع يا سيني بزرگي گذاشته و روي آن پارچه ي تميزي مي كشند و توسط بچه ها به افراد مورد نظر مي فرستند. اگر موقع غروب روزهاي مذكور بيرون آمده باشي صحنه جالبي را خواهي ديد كه مردم طبق به دست در حال رفت آمداند.

اغلب غذاهايي كه مردم در اين دو شب درست مي كنند قورمه سبزي است.و وقتي بچه ها اين غذا و عيدي را به فاميلان و اقوام مي رسانند آنها هم هديه كوچكي را به عنوان پاداش به بچه ها تقديم مي كنند و بچه ها خيلي خوشحال مي شوند.البته بردن عيدي از طرف خانواده تازه داماد به خانواده عروس كه هنوز عروسي نكرده اند ، آداب و رسم مخصوص خودش را دارد و همچنين بر گرداندن طبق و هديه از طرف خانواده عروس، كه متاسفانه امروزه چشم هم چشمي و تشريفات پدر مردم را در آورده است.

از اينها بگذريم مي رسيم به روز چهارشنبه سوري كه طبق گفته ي قديميها، مردم اول صبح از خواب بيدار مي شدند و لباسهاي نو خود را مي پوشيدند و از آجيلهاي شب در جيبهايشان مي ريختند و كنار رودخانه و چشمه ها مي رفتند و از روي آب مي پريدند و شعرهاي مخصوص را مي خواندند كه متاسفانه امروزه نه مردم كنار آب و چشمه مي روند و نه چشمه و رودخانه اي در كار است!

از ديگر مراسم در شب چهارشنبه سوري و عيد، دستمال بستن و به خانه هاي مردم آويزان كردن است كه در اصطلاح محلي قورساخ سالاماخ گفته مي شود. متاسفانه اين رسم هم منسوخ شده است.در اين شبها بچه ها و جوانان دستمال و يا شالي را نوك طناب نازكي مي بستند و از باجه هاي خانه هاي قديمي و خشتي كه براي روشنايي در سقف آنها وجود داشت،آويزان مي كردند و صاحب خانه تخم مرغ رنگ كرده يا مقداري آجيل و يا جوراب و .... را به عنوان عيدي به دستمالها مي بستند و بچه ها با خوشحالي بالا مي كشيدند. بعضي مواقع هم بچه هاي صاحب خانه شيطنت مي كردند و دستمال را كشيده و طناب را پاره مي كردند. معمولا صاحب خانه از هويت صاحب دستمال بي خبر بود زيرا شال ساللاماخ  در شب و تاريكي انجام مي گرفت ولي معمولا افراد خاص مثل تازه دامادها از دستمال و نشانه هاي خاصي استفاده مي كردند تا صاحب خانه آنها را بشناسد و هديه خوبي در دستمال آنها ببندد. كه بعضي مواقع بچه هاي شيطان و زيرك از اين امر سوء استفاده مي كردند و خود را داماد جا مي زدند و هديه خوبي مي گرفتند و در بعضي مواقع با آمدن كسي از خانه به پشت بام لو مي رفتند و فرار مي كردند.خلاصه رسم بسيار خوب و خوشحال كننده اي براي بچه ها و جوانان بود! دريغ كه كم رنگ و منسوخ شد!

در روز عيد ديد و بازديدها شروع مي شود و معمولا چند روز بعد از عيد هم ادامه پيدا مي كند . طبق رسم خوب و خداپسندانه ابتدا همه به ديدن بزرگترها مي روند و بعد به سراغ ديگر فاميلان و آشنايان. ميزبان معمولا با شيريني و آجيل و چايي از مهمانان پذيرايي مي كند و مهمانان  موقع ترك خانه به بچه هاي ميزبان عيدي مي دهند كه در قديم تخم مرغ ،جوراب و آينه و... بوده ، ولي امروزه معمولا پول مي دهند و بچه ها خيلي خوشحال مي شوند و مي توان گفت كه بچه ها عاشق اين عيدي اند. طوري كه  هنگام بازي شيرين در كوچه و حياط با ديدن سر و كله مهمان زود به طرف خانه مي دوند . تا هنگام رفتن مهمانان از عيدي آنان بي نصيب نمانند. قابل ذكر است كه بر خلاف رسم بيشتر نقاط كشور كه معمولا بزرگترها كه ميزبان هستند به كوچكترهاي مهمانان عيدي مي دهند؛ در اسفستان مهمانان به بچه هاي صاحب خانه عيدي مي دهند و وقتي بزرگترها به بازديد كوچكترها رفتند، آنوقت به بچه هاي آنها عيدي مي دهند. يعني در كل هميشه مهمانان عيدي مي دهند نه ميزبانان!

نكته جالب ديگر اينكه در همان يكي دو روز اول تمام ديد و بازديدها تمام مي شود. يعني احتمال دارد فردي در يك شبانه روز، بيش از ده جا عيد ديدني رفته باشد. حالا اگر در هر خانه اي يك فنجان چاي و يك عدد ميوه خورده باشد شما تجسم كنيد چه حالي پيدا خواهد كرد.يا جالبتر از آن اينكه شما عيد ديدن كسي رفته ايد و هنوز به خانه نرسيده مشاهده مي كنيد ، آنها براي بازديد به خانه شما دارند تشريف مي آورند! البته اگر از شوخي و مزاح بگذريم علت اين مسائل در دو مورد خلاصه مي شود : يكي اينكه خانه ها به هم خيلي نزديك است و علت دوم اينكه مردم به ديد و بازديد و به انجام به موقع آن خيلي اهميت قائل مي شوند.

البته از ياد نبريم كساني كه تازه از دنيا رفته اي داشته باشند،جايي براي بازديد نمي روند و در منزل خود مي مانند و ديگران براي احترام و عرض تسليت مجدد به خانه آنها مي روند و آنها به جاي شيريني و آجيل باخرما و حلوا از مهمانان پذيرايي مي كنند. واز عيدي دادن و عيدي گرفتن خبري نيست و مردم بيشتر به جاي تبريك عيد معمولا اين جمله را به ايشان مي گويند:

انشا الله از اين به بعد عيدي مثل اين عيد نداشته باشيد!

در مورد سيزده بدر هم بايد ذكر شود از آنجايي كه محيط روستا محيط باز و طبيعي است و همچنين در اين ايام مردم بيشتر به كاشت محصولات خود مشغولند، كمتر كسي در سيزده بدر بيرون مي رود و كلا سيزده بدر جايگاهي در بين مردم روستا ندارد! گرچه احتمال دارد عده ي معدودي براي سپري كردن اين روز به جاهاي ديگر بروند!

در خاتمه از تمامي دوستان تمنا داريم ايرادهاي احتمالي مطالب مذكور را قيد نمايند و يا اگر مطلب قابل ذكر ديگري دارند حتما در اختيار سايت اسفستان قرار دهند تا تقديم عزيزان گردد.

با تشكر! م _ ن

 برگشت به صفحه اصلي