عيد باستاني نوروز
مطلب زير در مورد عيد و تاريخچه مختصر آن تهيه شده و تقديم همه دوستان و اهالي محترم اسفستان مي گردد:

مطابق
برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد،
و جشن خاص نوروز
تا آخر ماه ادامه داشت.
شاید بتوان گفت، طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه
ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان
مردم عادی را به
دربار میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی می یافت
.
تاریخچه
جشن نوروز از
آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. اگرچه مطالبی کلی در
تعداد اندکی از
کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر
نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ
خود نشسته و
نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود
برای شاهان آورده
بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی
(۴۲۱ - ۴۸۶)، در
آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود
دیدن
میکرد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و
تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را
پوشیده و به تنهایی
وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوشقدمی شناخته شده بود وارد میشد.
و سپس
والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی
همه از جنس زر،
شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ
میشد. پس از
موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را
تقدیم شاه
میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را
میان حاضران پخش
میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در
محوطه کاخ برپا شده،
و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد.
در روز ششم
نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها
را کف کاخ
میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها
را برنمی
داشتند.
جشنهایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل
نوروز
نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز
آن میآید و
جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت
سین
است.
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بودهاست که امروز تنها برخی از
آنها برجای
مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای
بجا مانده یکی
راه افتادن حاجی فیروز است.
نوروز در آیات و روایات
در کتاب بحارالانوار
علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد
۵۹بیش از
۴۵صفحه
به نقل از امام صادق نقل شدهاست که به معلی بن خنیس فرمودند:ای
معلی! همانا نوروز
روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش
کنند، به او شرک
نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی
است که خورشید در
آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین
روزی ایجاد شد، روزی
است که علی(ع) در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد،
در چنین روزی
کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد.
بزرگترین
جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آنگاه
که آفتاب جهان
تاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد ـ آغاز میشود
در ادبیات پارسی
گاه به نام «جشن فروردین» خوانده میشود.
عيد نوروز در شعر امام خمينى(ره)[*]
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]
باد نوروز وزیده است به کوه و صحراجامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]
بهار شد در میخانه باز باید کرد
به سوى قبله عاشق نماز باید کرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
که دل ز هردو جهان بى نیاز باید کرد
کنون که دست به دامان سرو مى نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد
غمى که در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز باید کرد
کنون که دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز باید کرد [2]
باز حضرت امام(ره) درباره این عید سعید گفته است:
این عید سعید عید حزب الله است
دشمن زشکست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهورى اسلامى ما
جاوید به اسم اعظم الله است. [3]
و در رباعى ذیل «عید» را چنین توصیف کرده است:
این عید سعید عید اسعد باشد
ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما
تمثال مبارک محمد(ص) باشد. [4]
و در قصیده طولانى «بهاریه» که چند بیت آن آورده مى شود سروده است:
آمد بهار و بوستان شد اشک فردوس برین
گلها شکفته در چمن، چون روى یار نازنین
گسترده بادجان فزا، فرش زمرد بى شمر
افشانده ابرپرعطا بیرون حد، در ثمین
از ارغوان و یاسمن طرف چمن شد پرنیان
وز اقحوان و نسترن سطح دمن دیباى چین
از لادن و میمون رسد، هر لحظه بوى جان فزا
وز سورى و نعمان وزد، هردم شمیم عنبرین
از سنبل ونرگس جهان، باشد به مانند جنان
وز سوسن ونسرین زمین،چون روضه خلدبرین
از فر لاله بوستان گشته به ازباغ ارم
وز فیض ژاله گلستان، رشک نگارستان چین
از قمرى و کبک و هزار آید نواى ارغنون
و ز سیره و کوکو وسار، آواز چنگ راستین
تا باد نوروزى وزد، هرساله اندر بوستان
تا ز ابر آذارى دمد ریحان و گل اندر زمین
بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان
بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فرودین. [5]
پى نوشتها:
[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.
[1]. ديوان شعر امام خمينى(ره)، ص 39، چاپ ششم، دفتر نشر آثار حضرت امام(ره)، سال 1374 شمسى.
[2]. همان، ص 80.
[3]. همان، ص 196.
[4]. همان، ص 206.
[5]. همان، ص 261 و 262.
منابع :
- خبرگزاري اسكانيوز
- سايت بلاغ